مرتضى مطهرى

1010

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اينها از نقشه‌هاى خودشان و از نقشهء فكر استفاده مىكردند ، عقل را در خدمت هواى نفس و شيطنت خودشان قرار داده بودند . بالاخره عقل هم براى انسان يك نورى است . حس براى انسان نور است و راهنما . عقل براى انسان نور است و راهنما . و غريزه براى انسان نور است و راهنما . ولى انسانى كه عقل خودش را در خدمت نُكرى عليه هدايت دين قرار مىدهد ، قرآن مىگويد مَثَل چنين انسانى مَثَل كسى است كه در ظلمت بيابان آتش روشن مىكند و مىخواهد در اين تاريكى از نور آتشى كه خودش روشن كرده استفاده كند . اول استفاده هم مىكند ، اطرافش هم روشن مىشود ولى زود خدا مىآيد اين نور را مىبرد : وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ . نه تنها اينها را در ظلمت باقى مىگذارد كه چراغى ندارند ، بلكه بعد چشم و گوش و زبانشان را هم مىگيرد چون اگر چشم باز باشد چنانچه از دور چراغى پيدا شود انسان مىبيند كه آنجا چراغى دارد سوسو مىكند . اگر گوش باشد ، در آن ظلمت ، انسان صداى بوق اتومبيلى يا زنگ شترى را مىشنود ، مىفهمد كه راه آن طرف است . و اگر زبان باز باشد انسان فريادى مىكشد كه چنانچه كسى آن نزديكى باشد به او كمك كند . حتى اين مشاعرشان از اينها گرفته مىشود . آيهء بعد : أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ « 1 » . مَثَل شديدترش را ذكر مىكند كه اينها گاهى نه از نورى كه خودشان روشن مىكنند ، بلكه از نورى كه براى هدف ديگرى پيدا مىشود ، برقى كه در آسمان مىجهد [ مىخواهند استفاده كنند ] ولى آن برقها هم يك لحظه براى آنهاست ، بعد از يك لحظه آن هم خاموش مىشود و اينها درمىمانند . به اين شدت [ قرآن دربارهء منافقين سخن گفته است . ] غلبهء صلاح بر فساد در جامعه ها قرآن برعكس ، براى خدعه موفقيت قائل نيست ، نمىگويد عالم را خدعه اداره كرده . قرآن اين منطق را قبول ندارد كه تاريخ را زور و خدعه و ظلمت گردانده است . اصلًا از نظر منطق قرآن امكان ندارد كه در مجموعِ جامعهء بشريت غلبه با شر باشد و جامعه باقى باشد . اينكه پيغمبر فرمود : الْمُلْكُ يَبْقى مَعَ الْكُفْرِ وَ لا يَبْقى مَعَ الظُّلْمِ معنايش اين است . ولى ما گاهى ظلم را در سطح بالا نگاه مىكنيم . نادرشاه را مىبينيم ، همه‌اش ظلم است . ولى جامعه كه نادرشاه نيست . به قول خود اين آقايان براى شخصيت نبايد اينقدر نقش قائل شد . همان زمانى كه نادرشاه از كلّه‌ها مناره‌ها مىسازد ، شما به ميان تودهء مردم و عموم مردم برويد يك آمارگيرى بكنيد ، ببينيد در مجموع آيا صداقت بر كذب غلبه دارد يا كذب بر صداقت ؟ امانت بر خيانت غلبه دارد يا خيانت بر امانت ؟ آيا

--> ( 1 ) بقره / 19 .